۳ مطلب در مرداد ۱۳۹۵ ثبت شده است


ماموریت پیامبر صلی  الله  علیه  و آله  و سلّم از جانب خداوند ، برای بشارت آمرزش الهی به پیروان قرآن و خدا ترسان بوده است که در قرآن هم ذکر شده است.

فرآوری: زهرا اجلال - بخش قرآن تبیان
مغفرت

خداوند در آیه 11 سوره یس می فرماید که فقط دو گروه انذار نبی مکرم را می پذیرند: " إِنَّمَا تُنذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّکْرَ وَخَشِیَ الرَّحْمَن بِالْغَیْبِ؛ تو تنها کسى را انذار می کنى که از ((ذکر)) پیروى کند، و از خداوند رحمن در پنهان بترسد" فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَأَجْرٍ کَرِیمٍ"؛  و کسى که چنین است او را بشارت به مغفرت و پاداش پر ارزش   ده .

در اینجا به چند نکته باید توجه داشت:

انذار تنها در کسانى موثر واقع می شود که گوش شنوا و قلب آماده دارند، انذار در آنها دو اثر می گذارد: نخست پیروى از ذکر و قرآن ، و دیگر احساس ترس در برابر پروردگار

1 - در این آیه دو وصف براى کسانى که انذار و اندرز پیامبر (صلى الله علیه و آله) در آنها موثر است ذکر شده : پیروى از ذکر، و خشیت از خداوند در پنهان ، البته منظور از بیان این دو وصف همان آمادگى و جنبه بالقوه آن است، یعنى انذار تنها در کسانى موثر واقع می شود که گوش شنوا و قلب آماده دارند، انذار در آنها دو اثر می گذارد: نخست پیروى از ذکر و قرآن ، و دیگر احساس ترس در برابر پروردگار.(تفسیر نمونه،آقای مکارم، ج18، ص329)

2 - منظور از ذکر به عقیده بسیارى از مفسران قرآن مجید است ، زیرا این کلمه به همین صورت کرارا در قرآن در همین معنى به کار رفته است .
و مراد از اتباع ذکر، تصدیق قرآن است و اینکه وقتى آیاتش تلاوت می شود، به سوى شنیدن آن متمایل شوى .

3 - ((خشیت))، به معنى ترسى است که آمیخته با احساس عظمت باشد، و تعبیر به ((رحمان )) که مظهر رحمت عامه خداوند است در اینجا نکته لطیفى در بر دارد، و آن اینکه: در عین ترس از عظمت خداوند باید امید به رحمت او نیز داشته باشند، تا دو کفه خوف و رجا  که عامل حرکت مستمر تکاملى است متوازن گردد.
مراد از «خشى الرّحمن بالغیب»، یا ترس از خدا در درون است یا ترس از خدا در مکان  هاى پنهان از چشم مردم و یا ترس از خداوند نسبت به دادگاه قیامت که از امور غیبى است.
به عبارتی هرگاه انسان در برابر شخصیّتى بزرگ قرار گیرد، هیبت و شوکت او باعث می  شود که به انسان حالى دست دهد که به آن خشیت گویند و این با حالت خوف و ترسى که ناشى از کیفر و عذاب باشد، متفاوت است.
و این به خاطر آن است که اشاره کند به اینکه خشیت مومنین ترسى است آمیخته با رجاء و این همان حالتى است که : عبد را در مقام عبودیت نگه می دارد ، در نتیجه نه از عذاب معبودش ایمن می شود و نه از رحمت خدا نومید .

((خشیت))، به معنى ترسى است که آمیخته با احساس عظمت باشد، و تعبیر به ((رحمان )) که مظهر رحمت عامه خداوند است در اینجا نکته لطیفى در بر دارد، و آن اینکه: در عین ترس از عظمت خداوند باید امید به رحمت او نیز داشته باشند، تا دو کفه خوف و رجا که عامل حرکت مستمر تکاملى است متوازن گردد
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ مرداد ۹۵ ، ۲۰:۵۴
اعظم سادات سرآبادانی


جنگ نرم
جنگ نرم

جنگ نرم مترادف اصطلاحات بسیاری در علوم سیاسی و نظامی است. در علوم نظامی از واژه هایی مانند جنگ روانی یا عملیات روانی و در علوم سیاسی از واژه هایی چون براندازی نرم، تهدید نرم، انقلاب مخملین و اخیرا به واژه انقلاب رنگین برای تبیین این اصطلاح  استفاده می‌شود.

گاهی به جای جنگ از واژه های تهدید یا قدرت نیز استفاده می شود، ولی در نهایت هر دوبه یک مفهوم ختم می شوند. نظریه جنگ نرم طی دهه های اخیر وارد ادبیات سیاسی شده است و "ژوزف نای" از اندیشمندان معاصر معتقد است، مبنای قدرت سخت یا جنگ سخت بر "اجبار" و مبنای قدرت نرم بر "اقناع" است، او برخلاف بعضی از صاحب نظران، اقتصاد و دیپلماسی را در زیرمجموعه قدرت سخت قرار داده و تنها از رسانه بعنوان قدرت نرم نام می‌ برد.

در تمامی اصطلاحات بالا هدف مشترک تحمیل اراده گروهی بر گروه دیگر بدون استفاده از راه های نظامی است. اما از آنجا که در مورد گستردگی و حوزه فعالیت هر کدام اتفاق نظر وجود ندارد؛ اشاره کوتاهی به هر کدام از واژه های مذکور و سابقه تاریخی آنها خواهیم داشت.

مبنای قدرت سخت یا جنگ سخت بر "اجبار" و مبنای قدرت نرم بر "ا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ مرداد ۹۵ ، ۲۱:۲۰
اعظم سادات سرآبادانی

دوران نوجوانی و جوانی، دوران حساس و سرنوشت ساز و تعیین کننده ی شخصیت فرد است. چیزی که می تواند این احساسات را در مسیر هدایت و هیجان و غرور را در طریق مثبت قرار دهد و شهوت را مشروع نماید، قانون الهی، یعنی قرآن و احادیث معصومین(ع) است. دوران نوجوانی و جوانی، دوران حساس و سرنوشت ساز و تعیین کننده ی شخصیت فرد است. در این دوران غرور، هیجان، احساسات، شهوت، ناپختگی عقلی و... بر شخص سایه می افکند. چیزی که می تواند این احساسات را در مسیر هدایت و هیجان و غرور را در طریق مثبت قرار دهد و شهوت را مشروع نماید، قانون الهی، یعنی قرآن و احادیث معصومین(ع) است.

برخی راه کارهای قرآن و روایات در موفقیت و شخصیت جوان:

قرآن کریم سیمای جوان شایسته را چگونه تبیین می کند؟ جوانی بهترین و حساس ترین دوره ی عمر هر موجودی به ویژه انسان به حساب می آید. در همین دوره است که انسان می تواند سرنوشت خویش را رقم بزند و افق آینده ی خود را روشن و درخشان و یا آن را تیره و تار سازد. قالب وجودی یک انسان در دوره ی جوانی شکل می گیرد و آینده ی او هم بر این اساس رقم می خورد. در هر عصری جوانان بیشتر مورد توجه اند و در شکل گیری موضوعات مختلف در جوامع نقش مؤثری ایفا می کنند و در این میان برخی افراد، احزاب، قدرت ها و... از احساسات پاک، شور و تحرک و نیروی سازنده ی جوانان در راستای منافع فردی و گروهی خود سود می برند. قرآن کریم و روایات اسلامی به دوره ی حساس نوجوانی و جوانی عمر انسان اهمیت ویژه ای داده اند. چنان که حضرت امام صادق(ع) به یکی از یاران خویش می فرمایند: بر تو باد توجه به جوانان؛ زیرا آنان به هر کار خیر از دیگران پیش تازترند. هم چنین می فرماید: چون جوان مسلمان قرآن بخواند، قرآن با گوشت و خونش آمیخته گردد و خداوند متعال او را در زمره ی پیامبران والامقام نزد خود قرار می دهد و خداوند خود در قیامت مدافع وی باشد. قرآن کریم با طرح الگوهایی از جوانان شایسته، همانند جوانان اصحاب کهف، و برخی از پیامبران جوان الهی و یادآوری برخی از داستان ها و نکات اخلاقی و تربیتی، سیمای جوان شایسته را ترسیم می کند. گوشه هایی از تبیین سیما و ویژگی های یک جوان شایسته از نظر قرآن کریم و روایات اسلامی:
 
1. پرهیزکاری و رعایت تقوا؛ قرآن کریم می فرماید: (وَ اتَّقُوا اللّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ)؛ ... و از خدا پروا نمایید و بدانید خدا با پرهیزکاران است. و در جایی دیگر می فرماید: (... إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقاکُمْ ...)؛ گرامی ترین شما نزد خداوند باتقواترین شماست... یک جوان شایسته از نظر قرآن، کسی است که تقوا و پرهیزکاری را پیشه می کند. پیامبر اکرم(ص) می فرماید: خداوند متعال به وجود جوان عبادت پیشه(و با تقوا) بر فرشتگان می نازد و می فرماید: «این بنده ی مرا بنگرید به خاطر من از هوای نفس خود دست کشیده است.

2. داشتن ایمان و دوری از شرک؛ قرآن کریم می فرماید: (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ وَ الْکِتابِ الَّذِی نَزَّلَ عَلی رَسُولِهِ ...)؛ ای کسانی که ایمان آورده اید به خدا و پیامبرش و کتابی که بر او نازل کرده ایمان بیاورید... و در جایی دیگر به نقل از سفارش های حضرت لقمان به فرزندش، همه ی انسان ها به ویژه جوانان را از هرگونه شرک برحذر می دارد و می فرماید: (یا بُنَیَّ لا تُشْرِکْ بِاللّهِ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ)؛ ... پسرم چیزی را همتای خدا قرار نده که شرک، ظلم بزرگی است. و به این ترتیب حضرت لقمان اساسی ترین رکن ایمان و دینداری(توحید) را به فرزند جوانش یادآوری می کند.

3. عدالت طلبی و حمایت از مظلومان؛ از آن جا که جوان هنوز در نابرابری های محیط غرق نشده و به آن خو نگرفته و آلوده نشده است، صفت عدالت طلبی و حمایت از مظلومان در او بیشتر تجلی دارد. قرآن کریم به نمونه هایی در این باره اشاره می کند؛ از جمله ی این جوانان عدالت طلب و حامی مظلوم، حضرت موسی(ع) است. در سوره ی قصص، آیات 15 و 23 ـ 28، آمده است که حضرت موسی(ع) جوانی عدالت طلب و حامی مظلومان بود. و به همین جهت در سرزمین مصر به حمایت از شخص مظلومی برخاست و در مدین نیز جوان مردانه به کمک دختران حضرت شعیب رفت و برای گوسفندان آن ها از چاه آب کشید.

4. کوشش و تلاش؛ دوره ی جوانی زمان تلاش، کوشش، تحرک و نشاط است. قرآن کریم باز حضرت موسی(ع) را سمبل و الگوی یک جوان فعال، تلاشگر و پرتحرک معرفی می کند که بدون سرمایه و ثروت، ولی با تلاش و کوشش، برای حضرت شعیب کار کرد و بعد از انتخاب همسر و تشکیل خانواده، با ثروت فراوان به شهر خود(مصر) بازگشت. بنابراین، یک جوان باید با اراده و پشت کاری قوی و عزمی راسخ بکوشد و از بحران ها و فراز و فرودهای زندگی به سلامت عبور کند.

5. حق پذیری؛ جوانان زودتر به حقایق دل می بندند و در عمل نیز بی باک و جسورند و اگر چیزی را حق ببینند، در تثبیت آن مقاومت می کنند. قرآن کریم، برخی از جوانان اصحاب کهف را چنین می داند و می فرماید: (نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْیَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدی)؛ ما داستان آنان را به حق برای تو بازگو می کنیم، آن ها جوانانی بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند و ما بر هدایت شان افزودیم. و در جایی دیگر داستان جوانی(حضرت اسماعیل) را که حاضر شد در راه حق حتی جان خود را فدا کند یادآور می شود و می فرماید: (فَلَمّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْیَ قالَ یا بُنَیَّ إِنِّی أَری فِی الْمَنامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ فَانْظُرْ ما ذا تَری قالَ یا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِی إِنْ شاءَ اللّهُ مِنَ الصّابِرِینَ)؛ هنگامی که(حضرت ابراهیم(ع)) با او(حضرت اسماعیل(ع)) به مقام سعی رسید، گفت: پسرم! من در خواب دیدم که تو را ذبح می کنم، نظر تو چیست؟ گفت: هر چه دستور داری اجرا کن؛ به خواست خدا مرا از صابران خواهی یافت. از آیات یاد شده برمی آید که یک جوان مؤمن و شایسته باید در مقابل حقایق سر تعظیم و تسلیم فرود آورد.

6. شهامت و شجاعت؛ از دیگر ویژگی های یک جوان از نظر قرآن، داشتن شجاعت و شهامت است. این دو از صفات کمال انسان است که بیشتر در جوانان نمود دارد. از جمله ی این جوانان می توان حضرت داود و حضرت ابراهیم(ع) را نام برد. حضرت ابراهیم(ع) با شهامت و شجاعت کامل در مقابل بت پرستان ایستاد و بت ها را شکست. خداوند متعال در این باره می فرماید: (قالُوا سَمِعْنا فَتًی یَذْکُرُهُمْ یُقالُ لَهُ إِبْراهِیمُ)؛ (گروهی) گفتند: شنیدیم جوانی از(مخالفت با) بت ها سخن می گفت که او را ابراهیم می گویند. حضرت داود(ع) نیز با شجاعت و شهامت و تکیه بر ایمان به خدا با ظالمی به نام جالود که بسیار قوی بود به مبارزه پرداخت و او را شکست داد.

7. عفت و پاکدامنی؛ از دیگر ویژگی های یک جوان شایسته از نظر قرآن کریم عفت و پاکدامنی است. قرآن کریم، در جایی درباره ی حیا و عفت دختران شعیب(ع) می فرماید: (فَجاءَتْهُ إِحْداهُما تَمْشِی عَلَی اسْتِحْیاء...)؛ ناگهان یکی از آن دو(زن) به سراغ او آمد، در حالی که با نهایت حیا گام برمی داشت... در جایی دیگر حضرت یوسف(ع) را قهرمان پاکی و عفت معرفی می کند که با وجود مهیا بودن تمام زمینه های انجام گناه، با عفت و پاکدامنی، از وسوسه ی شیطان به خدا پناه برد و با سرافرازی در آزمایش الهی پیروز شد. بنابراین، یک جوان شایسته از نظر قرآن باید در برابر ناپاکی ها و هواهای نفسانی عفیف و پاکدامن باشد.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ مرداد ۹۵ ، ۲۱:۰۷
اعظم سادات سرآبادانی