۴ مطلب در فروردين ۱۳۹۶ ثبت شده است


✨شیخ حسنعلے نخودڪے(ره):


💠حضرت محمد صلے اللہ علیہ والہ وسلم فرمودند:

هرڪس ڪہ خواهد خانہ اش بہ نعمت آبادان باشد، بہ ذڪر شش گانہ زیر بپردازد:


💚اول آنڪہ در آغاز هرڪار بگوید: بسم اللہ الرحمن الرحیم.


💚دوم آنڪہ چون نعمتے از راہ حلال نصیبش شد، بگوید الحمداللہ رب العالمین.


💚سوم آنڪہ چون خطا و لغزشے ڪند بگوید: استغفراللہ ربے و اتوب الیہ.


💚چهارم آنڪہ چون غم و اندوہ براو هجوم آورد بگوید: لاحول و لا قوہ الا باللہ العلے العظیم.


💚پنجم آنڪہ چون تدبیر ڪار ڪند، گوید ماشاءاللہ.


💚. آنڪہ چون از ستمگرے هراسے ڪند بگوید: حسبنااللہ و نعم الوڪیل

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ فروردين ۹۶ ، ۰۰:۳۲
اعظم سادات سرآبادانی

در دنیای امروز با این که تکنولوژی پیشرفت بسیار داشته و رفاه بیشتر شده اما مشکلات زیادی هم دیده می شود. یکی از مشکلات در جامعه تنگدستی و به دنبالش بدهکاری یکی دیگر از مشکلات زندگی امروزه مردم می باشد. و همه به دنبال راه درمانی برای این مشکلات می باشند. در منابع غنی اسلام عزیز برای درمان و پیشگیری از این مشکلات راهکارهایی دیده می شود.   

فرآوری: زهرا اجلال - بخش قرآن تبیان
رهایی از بدهکاری

در قرآن کریم و روایات اهل بیت علیهم السلام در باب موضوع اقتصاد و مسائل وابسته به آن؛ اعم از بدهکار و طلبکار و رفتار هرکدام از آنها در مقابل یکدیگر سخن گفته شده است ...
یکی از موضوعات مطرح در باب مسائل اقتصادی موضوع دِین می باشد.

حکم دین

به صورت طبیعی اگر کسی خودش را به زیر بار دِین ببرد، از جهت جایگاه اجتماعی افت پیدا می کند و این امر مکروه شناخته می شود. یعنی کسی که از راه درآمد خود می تواند زندگی طبیعی خود را داشته باشد و با این حال خود را زیر بار دِین ببرد مکروه خواهد بود.
حال اگر نیاز مالی جدی باشد، به همان اندازه که نیاز جدی است از کراهت بدهی کاسته می شود. گاهی ایجاد بدهی مباح شناخته می شود. گاهی دِین مستحب محسوب شده و گاهی معاملات منتهی به دِین در صورتی که نیاز فرد ضروری باشد و به جز معامله دینِ معامله دیگری نیاز فرد را رفع نکند، واجب شمرده می شود.
لذا حکم دِین در اسلام از مکروه شروع شده و مباح، مستحب و واجب را در بر می گیرد. به طور کلی احکام دِین بستگی به شرایط انسان دارد اگر انسان در شرایط طبیعی باشد، زیر بار دِین رفتن مکروه است و هر چقدر نیاز انسان بیشتر باشد استقراض منتهی به دِین به سمت واجب میل می کند.

وفای به دِین

اگر کسى در حالى که قادر است، حق مسلمانى را به خاطر ترس از فقر، ادا نکند، باید بداند که خدا قادرتر است که او را فقیر کند تا این که او بخواهد غناى خود را با ندادن حق دیگران تامین کند

یکی از مسائل جدی که در مورد دِین به آن بسیار پرداخته شده بحث وفای به دِین است. آیه نخست سوره مائده بیان می کند: "ای کسانی که ایمان آورده اید به صورت کامل و تمام عیار به قراردادهای خود پایبند باشید."
یکی از اصول پایبندی به قرار داد، تعهد به ادای دِین در سررسیدهای مقرر است. اگر من یک معامله مدت دار انجام داده ام باید در موقع مقرر شده، بدهی خود را بپردازم و به وفای به موقع آن پایبند باشم.
قرآن با استفاده از لفظ وفا و با صیغه امر، وفای به دین را واجب می شمارد.
در روایتی امام على علیه السلام: شَرُّ النّاسِ مَنْ لا یَعْتَقِدُ الاَمانَةَ وَ لا یَجْتَنِبُ الْخیانَةَ؛ بدترین مردم کسى است که پایبند به امانت نباشد و از خیانت دورى نکند. [غررالحکم، ج۴، ص۱۷۵، ح ۵۷۳۴]
و نیز طبق روایاتی که از پیغمبر صلی الله و علیه و آله به ما رسیده ایشان وفای به عهد را ویژگی بهترین امت می داند. می فرماید: پیامبر صلی الله علیه و آله: خیارُکُمْ اَحْسَنُکُمْ قَضاءً لِلدَّیْنِ؛ بهترین شما کسانى هستند که قرض خود را بهتر ادا کنند. [نهج الفصاحه، ح ۱۴۷۴]

حکم تأخیر ادای دین

در بعضی روایات عنوان شده است که اگر کسی توانایی پرداخت بدهی را داشته باشد و پرداخت آن را به تعویق بیاندازد این مسئله ظلم است و در واقع خیانت است.
در بیانی امام باقر علیه السلام مى فرمایند: مَن حَبَسَ حقَّ امرِى مُسلم و هو یَقدرُ على اءَن یُعطیَه ایَّاهُ مَخَافَةَ مِن اءَنَّه ان خَرَجَ ذلکَ الحقُّ مِن یدهِ اءَن یَفتَقِرَ کانَ الله عزّوجلّ اءَقدَرَ على اءَن یُفقِرَه منهُ على اءَن یُغنىَ نفسَه بِحَبسه ذلکَ الحقَّ (من لا یحضره الفقیه ، ج 3، ص 112، حدیث 477، وسایل الشیعه ، ج 18، ص 331، حدیث 23788).
اگر کسى در حالى که قادر است، حق مسلمانى را به خاطر ترس از فقر، ادا نکند، باید بداند که خدا قادرتر است که او را فقیر کند تا این که او بخواهد غناى خود را با ندادن حق دیگران تامین کند.
منظور امام علیه السلام این است که اثر وضعى نپرداختن بدهى و ندادن حق صاحب حق، این است که انسان در نهایت، محتاج و فقیر مى شود.
از جمله تعابیر دیگرى که در روایات به کار رفته این است که اگر بدهکار در اداى دین، مسامحه کند، آبرو و حیثیت خود را در معرض خطر قرار داده است؛ یعنى علاوه بر اثر وضعى آن که فقر دنیوى و عقوبت اخروى است، موجب مى شود که آبروى او در معرض خطر قرار بگیرد.

امام رضا علیه السلام در روایتى از پدرشان و ایشان از رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم نقل مى کنند که حضرت فرمودند: لَىُّ الواجدِ بالدَّینِ یُحِلُّ عِرضَهُ و عُقُوبتَه ما لَم یکُن دَینُهُ فیما یَکرَه الله عزّوجلّ(وسایل الشیعه ، ج 18، ص 334، حدیث 23792).
مسامحه و سستى انسانى که توانایى پرداخت دین را دارد، علاوه بر عقوبتى که دارد عرض و آبروى او را در معرض خطر قرار مى دهد.
پس ادای دِین یکی از آموزه های جدی قرآن و سنت پیامبر و سنت ائمه اطهار علیهم السلام می باشد.
در کنار آیات فوق، حدیث نبوی معروف «المسلمون عند شروطهم» (وسائل الشیعه، ج 18، ص 16) نیز دلالت می کند که مسلمانان به آنچه ملتزم شده اند، وفا دارند و طبق التزامشان عمل می کنند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ فروردين ۹۶ ، ۲۱:۴۵
اعظم سادات سرآبادانی



قرآن

 

مطرح کردن این بحث از آن جهت است که در برخی سخنان کوته نظران و فاقداندیشه آزاد که ترجیح می دهند از اسلاف خود پیروی کنند، تهمت های ناروا که حاکی از حقد و کینه توزی دیرینه است یافت می شود لذا ضرورت دفع تهمت ایجاب نمود تا اندکی درنگ کرده، موضع امتی بزرگ را که گناهی نداشته جز تمسک به ولای خاندان نبوت، روشن سازیم آری گناهی جز عمل به وصیت پیامبر و اجابت قرآن کریم[1] نداشته‌اند!.

برخی ناآگاهان به شیعه نسبت داده اند که مصحفی خاص خود دارند و آن را «المصحف الشیعی» می نامند![2] در حالی که شیعه خود در طول حیات خویش چنین موضوعی را نشنیده است گروهی از محققان متاخر در برابر این ادعا شدیدااعتراض کرده اند[3]، که مهم ترین آنان گلدزیهر است او علاقه خاص شیعه رانسبت به نص رسمی قرآن که در دست مسلمانان است، تشریح و تاییدمی کند[4] به منظور توضیح بیش تر درباره علاقه شیعه به نص قرآن کنونی، ناگزیر از بیان مطالب زیر هستیم:

هرگاه تاریخ قرآن مجید و دوره هایی را که نسلا بعد نسل بر قرآن گذشته بررسی کنیم، در می یابیم که نص کنونی قرآن با وضع موجود، اصولا محصول کوشش های شیعه است و اینان هستند که در حفظ و ضبط قرآن تلاش کردند و در تنظیم آن به نحو احسن و شکل گذاری و زیبایی آن، از هیچ اقدامی فروگذاری نکردند درحقیقت، اگر قرآنی وجود داشته باشد که بتوان آن را «مصحف شیعی» نامید، همین مصحف موجود است و با توجه به نقش ائمه شیعه و قرا و حفاظ و هنرمندان شیعه در طول تاریخ نسبت به مصحف، باید قرآن را به شیعه منسوب کرد.

امیرالمؤمنین (ع) اولین کسی است که اندیشه گردآوری قرآن را، پس ازدرگذشت پیامبر(ص) اظهار کرد و هرچند قرآنی را که وی گردآوری کرد نپذیرفتند، ولی اندیشه گردآوری قرآن در همان زمان اثر خود را به جا گذاشت و نسبت به خود قرآن از نظر اصل جمع آوری آن بر دست دیگران اختلافی به وجود نیامد.

مصحف های مهمی که در آن زمان و پیش از توحید مصاحف تهیه شد و قرآن درآن ها جمع آوری گردید عبارتند از: مصحف های عبداللّه بن مسعود، ابی بن کعب، ابوالدردا و مقدادبن اسود همگی اینان به ولای خاص نسبت به بیت والای نبوی شناخته شده اند دیگر مصحف ها از اعتبار هم سنگ این مصاحف نبودند و صحف ابوبکر نیز به صورت کتاب منظم نشده بود.

اول کسی که توحید مصحف ها را در عهد عثمان مطرح کرد، حذیفه بن الیمان بودچگونگی کار او در بخش های پیش گذشت ابی بن کعب تصدی املای قرآن را موقع استنساخ مصحف ها بر عهده داشت و در اشکالات، نسبت به ضبط کلمات، به اومراجعه می کردند.

شکل گذاری مصحف و نقطه گذاری آن، به دست ابوالاسود الدؤلی و دو شاگرداو نصربن عاصم و یحیی بن یعمر انجام گرفت اولین کسی که در تحسین کتابت مصحف و زیبایی خط آن اقدام کرد، خالدبن ابی الهیاج، از اصحاب علی (ع)بودضبط حرکات به شکل کنونی، کار استاد بزرگ خلیل بن احمد فراهیدی است اواولین کسی است که «همزه و تشدید و روم و اشمام» را وضع کرد که در مباحث گذشته به تفصیل گفته شد تمامی افراد یاد شده از سرشناسان دانش مند شیعه اند.

شیعه بود که اصول قرائت را مورد تحقیق و بررسی قرار داد و قواعد آن را بنیان نهاد و با نهایت امانت و اخلاص، ابتکاراتی در فنون قرائت و تغییراتی در آن به کاربرد.

اگر نگوییم شش تن، دست کم چهارتن از قرا سبعه، شیعه بودند، علاوه برآن که گروهی از ائمه قرا بزرگ از شیعیان به شمار می آیند از آن جمله اند: ابن مسعود، ابی بن کعب، ابوالدردا، مقداد، ابن عباس، ابوالاسود، علقمه، ابن سائب، سلمی، زربن حبیش، سعیدبن جبیر، نصربن عاصم، یحیی بن یعمر، عاصم بن ابی النجود، حمران بن اعین، ابان بن تغلب، اعمش، ابوعمروبن العلا، حمزه، کسائی، ابن عیاش، حفص بن سلیمان و امثال اینان که از ائمه بزرگند ودر مناطق و دوره‌های مختلف، در راس امر قرائت قرار داشته‌اند.[5]

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ فروردين ۹۶ ، ۲۱:۰۲
اعظم سادات سرآبادانی


امام خمینی در این زمینه می فرماید: «و باید دانست که در این کتاب جامع الهی به طوری این معارف، از معرفه الذات تا معرفه الافعال مذکور است که هر طبقه به قدر استعداد خود ازآن ادراک می کنند. چنانچه آیات شریفه توحید و خصوصاً توحید افعال را علماء ظاهر و محدثین و فقهاء رضوان الله علیهم طوری بیان و تفسیر می کنند که بکلی مخالف و مباین است با آنچه اهل معرفت وعلماء باطن تفسیر می کنند و نویسنده هر دو را در محل خود درست می داند. زیرا که قرآن شفای دردهای درونی است و هر مریض را به طوری علاج می کند... برای هر یک از طبقات علماء ظاهر و باطن طوری شفای امراض است و در عین حال که بعضی آیات شریفه مثل آیات اول حدید و سوره مبارکه توحید به حسب حدیث شریف کافی برای متعمقان از آخر الزمان وارد شده، اهل ظاهر را نیز از آن بهره کافی است. و این از معجزات این کتاب شریف و از جامعیت آن است».(27)
و باز می فرماید: «مقصود ما آن است که راه استفهاد، از این کتاب شریف را - که تنها کتاب سلوک الی الله و یکتا کتاب تهذیب نفوس و آداب و سنن الهیه است و بزرگتر وسیله رابطه بین خالق و خلق و عروة الوثقی و حبل المتین تمسک به عزّ ربوبیت است - باید به روی مردم مفتوح نمود. علما و مفسرین تفاسیر فارسی و عربی بنویسند و مقصود آنها بیان تعالیم و دستورات عرفانی و اخلاقی و بیان کیفیت ربط مخلوق به خالق و بیان هجرت از دار الغرور به دار السرور و الخلود باشد به طوری که در این کتاب شریف به ودیعت گذاشته شده. صاحب این کتاب سکاکی و شیخ نیست که مقصدش جهات بلاغت و فصاحت باشد، سیبویه و خلیل نیست تا منظورش جهات نحو و صرف باشد، مسعودی و ابن خلکان نیست تا در اطراف تاریخ عالم بحث کند. این کتاب چون عصای موسی وید بیضای آن سرور یا دم عیسی که احیاء اموات می کرد نیست که فقط برای اعجاز و دلالت بر صدق نبی اکرم آمده باشد، بلکه این صحیفه الهیه کتاب احیاء قلوب به احیاء ابدی علم و معارف الهیه است. این کتاب خدا است و به شئون الهیه جل و علا دعوت می کند».(28)
با توجه به آنچه گذشت معلوم شد که امام خمینی جهات اعجاز ادبی و بلاغی قرآن را قبول دارد و آنرا نفی نمی کند و معتقد است که اعجاز بلاغی در جای خود صحیح است ولی بشر زمان نزول قرآن تنها همین تخصص را داشته و سطح فهم آنان همین بود که قرآن را از دید ادبی و علوم معانی و بیان می نگریستند اما مطلب فراتر از این است و نباید اعجاز را منحصر به آن نمود. همچنانکه اعجاز قرآن به اخبار غیبی نیز صحیح است و خبرهای غیبی آن غیرقابل انکار می باشد. اعجاز در تشریع قوانین و جامعیت آن و نیز استحکام و برتری قوانین آن نسبت به تمام قوانین بشری نیز از جهات دیگر اعجاز قرآن است که امام خمینی آنها را قبول دارد. اما چیزی که ایشان بر آن تاکید دارد و مهمترین و بزرگترین معجزه قرآن می داند اعجاز قرآن در مسایل عرفانی و معنوی است. قرآن اعجازش در تهذیب نفس و ارائه بهترین راه سلوک الی الله و تبیین رابطه بین خالق و مخلوق است، قرآن شفای دردها و امراض روحی و روانی است و از این جهت باید اعجاز قرآن مورد توجه و تأمل قرار گیرد. اعجاز قران در آن است که شخصیتی و انسانی چون حضرت علی بن ابیطالب تربیت کرده است و این مهمترین اعجاز آن است و کدام کتاب چنین قدرتی دارد که انسان کاملی چون آن امام تربیت کند. اعجاز قرآن علاوه بر این مسایل به بیان نکته های ظریف عرفانی است مثل تسبیح تشریعی همه موجودات و اینکه حتی جمادات از نوعی حیات و شعور برخوردارند.
یکی دیگر از جهات اعجاز قرآن آن است که عمیق ترین و ظریف ترین مطالب و اسرار توحید را بیان کرده است همانند آیات آغاز سوره حدید و آیات سوره توحید که برای شناخت خدای متعال چیزی بالاتر و فراتر از آن قابل تصور نیست و هیچ کتاب دیگری حقیقتاً از این جهت قدرت برابری با قرآن مجید را ندارد. این جنبه اعجاز قرآن کاملاً واضح وروشن و غیر قابل تردید است و برای همیشه تحدی آن از این جهت برای تمام مردم دنیا اعم ازعرب و عجم و عالم و غیر عالم آشکار است پس جاهلیت قرآن در هدایت و معارف بلند توحیدیو عرفانی قرآن مهمترین وجه اعجاز قرآن نزد امام خمینی است. قرآن برای همیشه کتاب هدایت است و این جهت اعجاز را در همه جا و همه مردم درک می کنند. این جنبه اعجاز قرآن بصورت ضعیف تر و درجه پایین تر در صحیفه سجادیه نیز وجود دارد و دقیق ترین معارف توحیدی و الهی را می توان در آن یافت.(29)
قرآن روابط اجتماعی و آداب معاشرت و نیز کمالات و فضایل و روابط بین انسان و خدا چون توکل و رضا و تسلیم و اطمینان و... را نیز بیان کرده، دعوت به آزاداندیشی و پرهیز از تقلید آباء و اجداء و دوری از استبعاد و بردگی فکری را ستوده(30) شرک و بت پرستی را که نوعی جمود فکری و عقب افتادگی بشری است را مذمت کرده(31) و در این جهات گر چه اعجاز نموده اما وجهه اصلی اعجاز قرآن در معرفی صحیح و سطح بالای توحید و خداشناسی و معاد و مجردات است و از این جهت با هیچ قلم و زبانی قابل مقایسه نیست و برای همیشه این معجزه باقی است که هر کس درباره توحید سخن قابل توجهی داشته باشد مرهون قرآن مجید بوده و از آن اقتباس کرده است یا مستقیماً یا با واسطه.
از آنچه گذشت معلوم گردید که حضرت امام خمینی در بیان وجه اعجاز قرآن راه جدیدی را پیش گرفته و نظر خاص و منحصر به فردی در این زمینه ابراز داشته و در مقایسه با نظرات دیگر مفسران و متکلمان در بحث از اعجاز قرآن، نظریه امام خمینی از شمول بیشتر برخوردار بوده و در عین حال ملموس تر و قابل درک تر می باشد. مثلاً نظریه اعجاز بلاغی یا معنایی یا واژگانی برای غیرعرب قابل درک نیست، نظریه اعجاز عددی بیشتر به استحسان شبیه است تا به یک مطلب علمی و نظریه اعجاز علمی پیامد های سنگینی بدنبال دارد که قرآن را عصری نموده و کتاب خدا را که امری مطلق و ثابت است را به امری متغیر و غیر ثابت پیوند می زند. اما نظریه امام خمینی اشکالات سایر نظریه ها را نداشته و تحدی و اعجاز آن روشن تر و واضح تر و برای همه مخاطبان قرآن قابل درک می باشد.
پى‏نوشتها:‌
________________________________________
1) سوره عنکبوت، آیه 22. 
2) سوره بقره، آیه 24. 
3) همان، ص 45. 
4) مفتاح العلوم» ص؛ «القرآن العظیم هدایته و اعجازه فی اقوال المفسرین» محمد صادق عرجون، ص 158. 
5) شرح اشارات» ج 3، ص 398. 
6) القرآن العظیم هدایته و...» ص 133. 
7) سوره یوسف، آیه 80 . 
8) القرآن العظیم هدایته و...» ص 155. 
9) الاعجاز العلمی فی القرآن» محمد کامل عبدالصمد، ص 43. 
10) سوره زمر، آیه 23. 
11) التفسیر الکبیر» ج 9، ص 422 چاپ داراحیاء التراث العربی. 
12) قرآن پژوهشی» فولادوند، ص 410. کتاب «التکامل فی الاسلام» نیز طرفدار این نظریه است. 
13) سوره نحل، آیه 90. 
14) القرآن العظیم هدایته و...» عرجون، ص 172. 
15) سوره هود، آیه 103. 
16) همان، عرجون، ص 172. 
17) سوره قصص، آیه 49. و نیز رجوع شود به سوره ابراهیم، آیه 1 و سوره شوری، آیه 52، و سوره مائده، آیه 15. 
18) سوره اعراف، آیه 185. 
19) صحیفه امام» ج 16، ص 210. 
20) همان، ص 209. 
21) کشف الاسرار» ص 63 .
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ فروردين ۹۶ ، ۱۹:۱۴
اعظم سادات سرآبادانی