۳ مطلب در اسفند ۱۳۹۶ ثبت شده است

یک گنهکار در میان مردم، مانند کسی است که با گروهی سوار کشتی می شود و هنگامی که در وسط دریا قرار می گیرد، به سوراخ کردن جایگاه خویش می پردازد. اگر دیگران او را از این کار خطرناک باز ندارند، آب به کشتی نفوذ می کند و یک باره همگی غرق می شوند.

فرآوری: زهرا اجلال- بخش قرآن تبیان
سوره یس

جامعه به سان کشتی است. سرنشینان کشتی تنها تا حدی آزادند که موجب هلاک دیگران نشوند. هرگاه مسافری از این آزادی استفاده نادرست کند و بخواهد با میخ یا تیشه بدنه کشتی را سوراخ کند، همه مسافران بنابر غریزه دفاعی خود، به شدت با او مبارزه می کنند و عمل او را حرکتی از روی نادانی و محدود نگری می پندارند. بی شک سستی و بی توجهی آنان، خطر غرق شدن و نابودی همگان را به دنبال خواهد داشت. از این رو، همه مؤمنان در بازداشتن افراد از ارتکاب گناهان و زیر پا نهادن ارزش های الهی، متعهد و مسئولند.

در آیه ای از سوره توبه هم آمده است: مردان و زنان مؤمن، دوستان و هواداران یکدیگرند. امر به معروف و نهی از منکر می کنند، نماز را بر پا می دارند و زکات می دهند و از خدا و پیامبر فرمان برداری می کنند. خداوند آنان را مورد رحمت قرار دهد که خدا عزیز و حکیم است. (توبه: 71)

با توجه به سوره توبه، در حقیقت امر به معروف و نهی از منکر کردن ریشه در علاقه افراد به یکدیگر است. به عبارتی اگر کسی فردی یا افرادی را دوست دارد و از خودش می داند، به آن ها تذکر می هد و آن ها را به خوبی ها دعوت می کند.

در قرآن کریم داریم که می فرماید: وَ جاءَ مِنْ أَقْصَا الْمَدِینَةِ رَجُلٌ یَسْعی‏ قالَ یا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِینَ؛ (یس (36) آیه 20 ( مردی (با ایمان) از نقطه دور دست شهر با شتاب فرا رسید، گفت: ای قوم من! از فرستادگان خدا پیروی کنید.

در آیه مورد بحث و آیات بعدی به بخشی از مبارزات رسولانی که در این داستان به آنها اشاره شده آمده است، و آن مربوط به حمایت حساب شده و شجاعانه مؤمنان اندک از آنها است که در برابر اکثریت کافر و مشرک و لجوج ایستادند و تا سر حد جان از پیامبران الهی دفاع کردند.

مردی که  در سوره یس به بیان در مورد او پرداخته شده به نظر غالب مفسران نامش "حبیب نجار" است. او از کسانی بود که در برخوردهای نخستین با رسولان پروردگار به حقانیت دعوت آنها و عمق تعلیماتشان پی برد، و مؤمنی ثابت قدم و مصمم از کار در آمد، هنگامی که به او خبر رسید که در قلب شهر مردم بر این پیامبران الهی شوریده‏اند، و شاید قصد شهید کردن آنها را دارند، سکوت را مجاز ندانست، و چنان که از کلمه "یسعی" بر می ‏آید با سرعت و شتاب خود را به مرکز شهر رسانید و آنچه در توان داشت در دفاع از حق فرو گذار نکرد.

تعبیر به" رجل" به صورت ناشناخته، شاید اشاره به این نکته است که او یک فرد عادی بود، قدرت و شوکتی نداشت، و در مسیر خود تک و تنها بود، در عین حال نور و حرارت ایمان آن چنان او را روشن و گرم ساخته بود که بی ‏اعتنا به پیامدهای این دفاع سرسختانه از مبارزان راه توحید، وارد معرکه شد، تا مؤمنان عصر پیامبر (صلی الله و علیه وآله) در آغاز اسلام که عده قلیلی بیش نبودند سرمشق بگیرند و بدانند حتی یک نفر مؤمن تنها نیز دارای مسئولیت است و سکوت برای او جائز نیست.(مکارم شیرازی ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏18، ص 346؛ علامه طباطبایی، المیزان، ترجمه موسوی همدانی، ج‏17، ص 122)

حبیب نجار به تأسی از قدمت امر حضرت آدم ، نخستین انسان روی زمین، که دعوت کننده به نیکی ها بود؛ وظیفه امر به معروف و  نهی از منکر را فراموش نکرد و همین تبعیت او بود که در روایتی از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله، ایشان حبیب را از صدیقین معرفی کرده اند.(شیخ صدوق، الأمالی، ص 476)

اهمیت امر به معروف و نهی از منکر در قرآن

در سوره آل عمران آمده است: باید از شماها گروهی وجود داشته باشند که مردم را به نیکویی و خیر فرا خوانند و به معروف امر کنند و از منکر باز دارند و آنان رستگارانند. (آل عمران: 104)

از این آیه استفاده می شود که امر به معروف و نهی از منکر، دو مرحله دارد: یکی مرحله فردی که هر کس باید به تنهایی وظیفه نظارتی خود را انجام دهد و دیگری مرحله همگانی و دسته جمعی که در این حال، همه مردم موظفند برای پایان دادن به نابسامانی های اجتماعی دست به دست هم بدهند و با یکدیگر همکاری کنند. 

در جایی دیگر آمده است که «چرا دانشمندان و عالمان دین، آنان [مردم] را از سخنان گناه آلود و خوردن مال های نامشروع باز نمی دارند؛ چه زشت است کاری که می کنند. (مائده: 63)

در آیه ای از سوره توبه هم آمده است: مردان و زنان مؤمن، دوستان و هواداران یکدیگرند. امر به معروف و نهی از منکر می کنند، نماز را بر پا می دارند و زکات می دهند و از خدا و پیامبر فرمان برداری می کنند. خداوند آنان را مورد رحمت قرار دهد که خدا عزیز و حکیم است. (توبه: 71)

تعبیر به" رجل" به صورت ناشناخته، شاید اشاره به این نکته است که او یک فرد عادی بود، قدرت و شوکتی نداشت، و در مسیر خود تک و تنها بود، در عین حال نور و حرارت ایمان آن چنان او را روشن و گرم ساخته بود که بی ‏اعتنا به پیامدهای این دفاع سرسختانه از مبارزان راه توحید، وارد معرکه شد، تا مؤمنان عصر پیامبر (صلی الله و علیه وآله) در آغاز اسلام که عده قلیلی بیش نبودند سرمشق بگیرند و بدانند حتی یک نفر مؤمن تنها نیز دارای مسئولیت است و سکوت برای او جائز نیست.

با توجه به سوره توبه، در حقیقت امر به معروف و نهی از منکر کردن ریشه در علاقه افراد به یکدیگر است. به عبارتی اگر کسی فردی یا افرادی را دوست دارد و از خودش می داند، به آن ها تذکر می هد و آن ها را به خوبی ها دعوت می کند. بنابراین نباید از امر به معروف و نهی از منکر نه بترسیم و نه خجالت بکشیم، از طرفی هم باید کساانی را که این عمل و وظیفه ی خود را انجام می دهند مدح کرده و از آن ها سپاسگزار باشیم.

رمز پایداری یک جامعه

امام علی «علیه السلام» در بخشی از سخنان حکیمانه خویش با استناد به قرآن کریم، بی تفاوتی آگاهان و ترک امر به معروف و نهی از منکر را دلیل اصلی انحطاط دولت های گذشته معرفی می کند و برای جلوگیری از سقوط جامعه اسلامی مردم را به انجام این وظیفه که رمز پایندگی و بالندگی تمدن اسلام است، فرا می خواند و می فرماید: «... انّما هَلَکَ مَنْ کانَ قَبْلُکُم حَیْثُما عَمِلُوا مِنَ الْمَعاصی وَ لَمْ یَنْهَهُمْ الرّبانیُّونَ و الاخْبارُ عَنْ ذلکَ» «به درستی کسانی که پیش از شما هلاک شدند، مرتکب گناهانی می شدند و دانشمندان و نیکان، آن ها را از آن باز نداشتند و نهی از منکر نکردند.»


منابع:
سایت اسلام کوئست
سایت ایکنا
سایت پاسخگو
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ اسفند ۹۶ ، ۲۰:۳۳
اعظم سادات سرآبادانی

قرآن در قیامت از چه کسانی شکایت می کند؟



قرآن مجید,تلاوت قرآن

در روز قیامت سه گروه شکایت به پیشگاه خداوند متعال می آورند: قرآن و مسجد و عترت

 

 بیخود نیست که قرآن از برخی ماها نزد خدا شکایت می کند که آن را  مهجور کرده ایم ... چرا که به این کتاب الهی صرفاً به عنوان یک کتاب مقدس نگاه می کنیم و آن را در مواردی چون مراسم عروسی در سفره عقد،  قرائت در مراسم ختم و یا برای بالا سر گرفتن هنگام مسافرت استفاده می کنیم ...


به نظر شما آیا قرآن فقط برای این موارد نازل شده است؟
گاهی آنقدر این قرائت ها و استفاده هایمان از این کتاب الهی به مراسم عزاداری و ختم خلاصه شده که خیلی از جوان های امروزی تا وارد یک سایت یا وبلاگ و یا مغازه ای می شوند که صدای قرآن از آنها شنیده می شود و یا صدای هنزفری و یا آهنگ موبایل کسی طنین آیات قرآن می شود همه متعجبانه نگاه می کنند و اولین چیزی که به ذهنشان می آید مراسم عزاداری و خدایی ناکرده تهجد و عقب ماندگی است که این را می توان از نگاه هایشان کاملا متوجه شد ...

آیا این همان قرآنی نیست که بارها دشمنان اسلام تلاش کردند نقطه ضعفی از آن بگیرند اما نه تنها موفق نشدند بلکه بر رسوایی خود افزودند؟

این همان قرآنی نیست که هنوز کسی را یارای هماوردی با آن نیست؟ که البته امروز خیلی ها سعی می کنند که نورش را خاموش کنند و آن را تحریف شده بخوانند اما نخواهند نتوانست چرا که این وعده ی خود خداوند است .....

گله و شکایتی از مردم مسلمان
نسل قدیم قرآن را متروک و مهجور کرده ،آن وقت از نسل جدید گله دارد که چرا با قرآن آشنا نیست

در یکی از آیات قرآن کریم، بوی گله و شکایت از مسلمانان وجود دارد، افرادی که برای رسیدن به موفقیت،حاضرند تمام راه ها و روش ها را تجربه کنند اما هیچ وقت به خود اجازه آشنایی با کامل ترین نسخه خوشبختی و موفقیت را نمی دهند و به همین جهت رسول خدا صلی الله علیه و آله در قرآن لب به شکایت باز می کند و می فرماید:

«وَقَالَ الرَّسُولُ یَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا[فرقان:۳۰]و پیامبر [خدا] گفت پروردگارا قوم من این قرآن را رها کردند»

به واقع مصادیق این مهجوریت و رها کردن قرآن کریم چیست؟
1-استفاده از قرآن تنها برای تبرک و امنیت خانه و کاشانه و هنگام مسافرت

۲-هزینه های کلان برای خرید قرآن های زینتی مخصوصا برای زوج های جوان و سال ها خاک خوردن آن

۳-تنها به فکر ختم قرآن بودن و عدم توجه به معانی و مفاهیم و توصیه های قرآن مجید

و بدتر از همه این ها آن که متأسفانه در بسیاری از جوامع مسلمان قرآن در زندگی آنان غایب و مهجور است. تا آنجا که حتی بسیاری، تلاوت و قرائت آن را هم به درستی نمی دانند ،تا چه رسد به مراحل بالاتر آن اعم از ترجمه ،تفسیر ،تدبر و عمل به آن!

شهید مطهری درباره مهجوریت قرآن چنین می گوید:
ما امروز از این نسل گله داریم که چرا با قرآن آشنا نیست؟ چرا در مدرسه ها قرآن یاد نمی گیرند. حتی به دانشگاه هم که می روند از خواندن قرآن عاجزند؟

البته جای تأسف است که این طور است. باید از خودمان بپرسیم ما تاکنون چه اقدامی در این راه کرده ایم؟ آیا با همین فقه و شرعیات و قرآن که در مدارس است توقع داریم نسل جوان با قرآن آشنایی کامل داشته باشد؟ !عجبا! که خود نسل قدیم قرآن را متروک و مهجور کرده، آن وقت از نسل جدید گله دارد که چرا با قرآن آشنا نیست.

قرآن در میان خود ما مهجور است و توقع داریم نسل جدید با قرآن آشنا باشد. اگر کسی علمش علم قرآن باشد. یعنی در قرآن زیاد تدبر کرده باشد، تفسیر قرآن را کاملاً بداند، این آدم چقدر در میان ما احترام دارد؟ هیچ!

پس قرآن در میان خود ما مهجور است و درنتیجه همین اعراض از قرآن است که به این بدبختی و نکبت گرفتار شده ایم.

ما کاری کرده ایم که مشمول نفرین پیغمبر صلی الله علیه و اله و قرآن شده ایم. رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره قرآن فرمود:«انه شافع مشفع و ما حل مصدق؛( کافی،ج2،ص599) یعنی قرآن در نزد خدا و در پیشگاه حقیقت وساطت می کند و پذیرفته می شود و نسبت به بعضی که به او جفا کرده اند سعایت می کند و مورد قبول واقع می شود.» ( استاد مطهری ،کتاب ده گفتار)

در یک کلام باید گفت که  نخواندن قرآن، ترجیح غیر قرآن بر قرآن، تدبر و اندیشه نکردن در قرآن و از همه مهم تر عمل نکردن به مفاهیم و مضامین آیات را از مصادیق مهجوریت قرآن به حساب آورد.

هر کدام از ما نیز در این مهجوریت زدایی از کتاب آسمانیمان سهم ارزشمندی خواهیم داشت ... چرا که عمل به هر یک از آیات قرآن کریم خود راهی برای مهجوریت زدایی از قرآن کریم می باشد.

قرآن مجید,تلاوت قرآن

نخواندن قرآن و عمل نکردن به مفاهیم آیات قرآن از مصادیق مهجوریت قرآن به حساب می آید

 

در کتاب «وسائل الشّیعة » از حضرت رسول اکرم صلّی الله علیه وآله وسلّم روایت شده است که : قَالَ: یَجیءُ یَوْمَ الْقِیَمَةِ ثَلَاثَةُ یَشْکُونَ: الْمُصْحَفُ وَالْمَسْجدُ وَالعِتْرَةُ.

یَقُولُ الْمُصْحَفُ: یَا رَبِّ حَرَّقُونِی وَ مَزَّقُونِی ، وَ یَقُولُ الْمَسْجِدُ: یَا رَبِّ عَطُّلُونِی وَ ضَیَّعُونِی . وَ تَقُولُ الْعِتْرَةُ یَا رَبِّ قَتُلوُنَا وَ طَرَدُونَا وَ شَرَّدُونَا؛ فَأَجْثُو لِلرُّکْبَتَینِ فِی الْخُصُومَةِ، فَیَقُولُ اللَهَ عَزَّوَجَلَّ لِی: أَنَا أَوْلَی بِذَلِکَ مِنْکَ. [«وسائل الشّیعة » طبع امیر بهادر؛ ج 1 ص 304]

«در روز قیامت سه گروه شکایت به پیشگاه خداوند متعال می آورند: قرآن و مسجد و عترت .

قرآن میگوید: ای پروردگار من ! مرا سوزانیدند و پاره پاره کردند. و مسجد میگوید: ای پروردگار من مرا معطّل و بدون عمل گذاردند و حقّ مرا ضایع کردند. و عترت میگوید: بار پروردگارا ما را کشتند و دور کردند و متفرّق نموده و فراری دادند؛ و در مقابل پروردگار در دعوای خصومت و دادخواهی به دو زانوی خود می نشینم ، پس خداوند عزّو جلّ به من میگوید: من خودم اولویّت دارم از شما دربار ٌ خصومت و دادخواهی نسبت به آنان .»

قرآن از چه مواردی در قیامت شکایت می کند؟
شاید شکایت قرآن به این مضمون باشد: خدایا! با این که دستور تلاوت قرآن آمده، (سوره مزّمل، 20) ولى بسیارى از مسلمانان حتى نتوانستند از رو مرا بخوانند.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ اسفند ۹۶ ، ۲۱:۳۶
اعظم سادات سرآبادانی


قرآن در نهج البلاغه

پیشگفتار
عناصر محوری حضور قرآن در نهج البلاغه
فصل یکم. 
انسان کامل، قرآن تکوینی است
احاطه انسان کامل بر اسمای حسنای الهی
اهل بیت (علیهم السلام) بهترین معرف قرآن
جامعیت انسان کامل
محدود نبودن قلمرو خلافت خلیفه خدا
فصل دوم. 
استحقاق علی بن‌ابی طالب(علیه‌السلام) برای معرّفی قرآن حکیم
یادآوری عظمت اهل بیت(علیهم السلام) 
عظمت علمی و عملی امیرالمؤمنین(علیه السلام) 
فصل سوم. 
بررسی نظام فاعلی قرآن در نهج البلاغه
تجلی، بهترین وجه معقول آفرینش جهان
فصل چهارم. 
بررسی نظام داخلی قرآن در نهج البلاغه
صامت و ناطق بودن قرآن تدوینی
صامت و ناطق بودن قرآن تکوینی(جهان) 
نطق جهان آفرینش در پی اندیشیدن صحیح 
ضرورت هماهنگی پرسش با معیارهای نظام عینی و عملی
اشاره به نطق عینی و عملی در نهج البلاغه
قرآن، مرجع منازعات فکری و حقیقی صاحب نظران
خاموشی قرآن در برابر متحجران 
اولین نطق قرآن، درباره مراد خود 
رجوع به معصومان(علیهم السلام)متمم و مکمل تفسیر قرآن 
تمسک بیمار دلان به آیات متشابه 
فصل پنجم. 
بررسی نظام غایی قرآن در نهج البلاغه
ضرورت ختم نظام غایی به مبدأ غایی بالذات
خداوند، مبدأ غایی بالذات جهان هستی
نتایج جمع بندی دو اسم غنی و حکیم
نظام غایی قرآن تدوینی، همان نظام غایی ارسال رسولان و کتب آسمانی
 
عناصر محوری حضور قرآن در نهج البلاغه
عناصر محوری حضور قرآن در نهج البلاغه و رهنمود نهج البلاغه دربارهٴ قرآن را سه رکن اساسی تشکیل می‌دهد:
1. تطبیق محتوای نهج البلاغه با مضمون قرآنی و تعلیل مطالب آن با آیات کتاب خدا و ظهور مطالب قرآنی در سخنان علی بن ابی‌طالب(علیه‌السلام).
2. استشهاد امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) به آیات خاص قرآن و تمسّک آن حضرت(علیه‌السلام) در موارد مخصوص به بخشی از آیات الهی قرآن حکیم.
3. تعریف، ترغیب و تبیین حقیقت قرآن کریم از زبان علی بن‌ابی‌طالب(علیه‌السلام) در نهج البلاغه.
تفاوت جوهر عنصر محوری در موارد اول و دوم، با عنصر محوری در مورد سوم، آن است که آن دو محور از درون با قرآن کریم ارتباط دارند؛ ولی دیگری از بیرون با آن پیوند می‌یابد؛ لذا، می‌توان دو عنصر قبلی را از سنخ تفسیر قرآن و تشریح مفاهیم قرآنی دانست و عنصر سوم را از سنخ علوم قرآنی و معرفت مبادی آن محسوب کرد. به تعبیر دیگر، محصول در محور اول و دوم این است که قرآن چه می‌گوید و محور سوم می‌گوید که قرآن چیست و چگونه فهمیده می‌شود. 
گرچه در عنصر محوری دوم، سخن از استشهاد به بعضی از آیات قرآن کریم است، هیچ منافاتی با عنصر محوری اول که تمام معارف نهج‌البلاغه را منطبق با تصریح یا تلویح قرآنی و یا استنباط شده از جمع‌بندی آیات آن می‌داند، ندارد؛ زیرا صرف استدلال نکردن با آیات قرآنی در غیر موارد شاهد آوردن، مستلزم بیگانگی مطالب نهج البلاغه با مفاهیم قرآنی نخواهد بود. 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ اسفند ۹۶ ، ۲۳:۱۴
اعظم سادات سرآبادانی